جت

کتاب تبدیل رویا به ثروت نوشته مایکل مسترسون


موجود

یشتر  مردم دراین روز‌ها با دلایلی اشتباه وارد کسب‌وکار می‌شوند، دلایلی گاها خنده‌دار مثل راحت طلبی و خسته شدن از داشتن رییس و ... اما بیشترشان برای شروع و توسعه‌ی کسب‌وکار، راه را اشتباه می‌روند. نویسنده کتاب  تبدیل ایده به ثروت «مایکل مسترسون» که بسیار تحسینش می‌کنم، به صورتی شگفت‌انگیز، افسانه‌سرایی‌ها و اطلاعات غلط درباره‌ی کارآفرینان و روش خلق و توسعه‌ی سازمان‌های موفق را زیر سوال می‌برد. با خواندن این کتاب، درک متفاوت، عمیق‌تر و واقع‌بینانه‌تری کسب خواهید کرد از مراحل لازم برای شروع کسب‌وکار، توسعه‌ی آن، مراقبت از آن در دوران حساس آغازین و رساندنش به بلوغ و موفقیت. پیش بردن کسب‌وکار تازه، کار راحتی نیست. البته خیلی هم نباید اسرارآمیز و مبهم دانست. شما باید دلایل منطقی و کافی برای ورود به  دنیای کسب‌و‌کار و بعد از آن توسعه‌اش داشته باشید. اگر به دنبال راه‌اندازی یک کسب‌و‌کار و کارآفرینی هستید کتاب ارزشمند تبدیل رویا را به ثروت را از دست ندهید. وبسایت جت
 در حال بارگزاری
در حال بارگزاری ...

به ازا هر 50 هزار تومان خرید، 5.000 تومان در خریدهای بعدی خود تخفیف خواهید داشت.
ارسال سریع کالا در روزهای اداری انجام می شود، ارسال رایگان با خرید بیشتر از 100 هزارتومان.

رویای کارآفرین شدن و راه‌اندازی کسب‌و‌کار هر چند شیرین است اما اگر تجربه لازم در مدیریت و اجرای ایده‌هایتان را نداشته باشید به زودی باید شاهد شکست تلخی باشید! 

کتابی که پیش روی شما قرار دارد یک  دستورالعمل جامع برای همه کسانی است که در حوزه کارآفرینی و کسب  کار فعالیت می‌کنند، اگر ایده یا طرحی برای راه‌اندازی کسب‌و‌کار دارید قبل از هر اقدامی شما را به مطالعه این کتاب ارزشمند دعوت میکنیم.

در ادامه بخش‌های ابتدایی این کتاب قرار داده شده تا شما تصمیم‌گیری دقیق‌تری برای تهیه کتاب داشته باشید. 

معرفی کتاب تبدیل رویا به ثروت نوشته مایکل مسترسون:

برای معرفی یک کتاب هیچکس شایسته‌تر از نویسنده و خالق آن نیست، مایکل مسترسون نویسنده این  کتاب که در چاپ‌های ابتدایی‌اش به نام کارآفرینان محتاط چاپ می‌شد در چند خط به معرفی این کتاب و چرایی نوشتنش پرداخته است که در ادامه مشاهده می‌کنید:

معرفی کتاب تبدیل رویا به ثروت

از زبان مایکل مسترسون، نویسنده کتاب 
" اولین کسب‌وکارم را به این‌ خاطر شروع کردم که تمام مزایای کارآفرینی را می‌خواستم. مزایایی مثل استقلال، قدر و منزلت و پول. ولی هیچ اعتقادی نداشتم به این که برای رسیدن به این مزایا باید ریسک و خطر کنم.
به همین خاطر به خودم می‌گویم کارآفرین محتاط.

من کسب‌وکارم را به‌عنوان یک کارآفرین محتاط شروع کردم و الان هم، ‌همان‌جوری هستم. در این مسیر، ده‌‌ها شرکت چند‌میلیون دلاری ایجاد کرده‌ام. ارزش یکی‌شان بیش از صد میلیون دلار است و ارزش دیگری، از آن یکی هم بیش‌تر.

این کتابی‌ست درباره‌ی کارآفرینی (تعدادی استراتژی) که کمک‌تان می‌کند کسب‌وکار موفق‌تان را شروع کنید و رشدش دهید. ولی به خصوص برای آن‌هایی نوشته شده که در انجام این کار، استرس دارند و شاید می‌ترسند. همان‌ها که هر چند درباره‌ی ایده‌های کسب‌وکاری‌شان هیجان دارند، ولی جرات نمی‌کنند از شغل روزمره‌شان استعفا دهند و آینده‌شان را به خطر بیندازند.

در واقع، این کتاب برای کارآفرین‌های محتاطی مثل من نوشته شده‌.

من کسب‌وکارم را به‌عنوان یک کارآفرین محتاط شروع کردم و الان هم، ‌همان‌جوری هستم. در این مسیر، ده‌‌ها شرکت چند‌میلیون دلاری ایجاد کرده‌ام. ارزش یکی‌شان بیش از صد میلیون دلار است و ارزش دیگری، از آن یکی هم بیش‌تر.

این روزها هم مشاور هستم. بخشی از شغل من، مشاوره‌دادن درباره‌ی بازاریابی و توسعه‌ی محصول است. ولی شغلی که بیش‌تر از همه دوست دارم، سخت‌ترین شغل است… یعنی ایجادکردن یک برند جدید در کسب‌وکار.

بدون هیچ اما و اگری، دو مرحله‌ی اول رشد کسب‌وکار (از صفر تا ۱۰میلیون دلار) مشکل‌ترین مراحل هستند. تبدیل کسب‌وکاری ۱۰ میلیون دلاری به ۵۰ میلیون دلاری، به نسبت، راحت‌تر است. ولی تبدیل ارزش صفر یک شرکت به ۱ میلیون و تبدیلش به ۱۰ میلیون دلار، هوش و زحمت بیش‌تری می‌خواهد.

در این نقطه از زندگی‌ام، شاید با خودتان فکر کنید چون رشد شرکت‌های بزرگ‌تر، سریع‌تر است، فقط دوست دارم به آن‌ها مشاوره دهم. (بعضی وقت‌ها تعجب می‌کنم چرا این کار را نمی‌کنم.) ولی نمی‌توانم بی‌خیال لذتی شَوَم که در مبارزه با مشکلاتِ شروع از صفر وجود دارد.

من علاقه‌ی زیادی دارم به پیداکردن و اجرایی‌کردن ایده‌هایی که احتمال موفقیت‌شان هست؛ هرچند که خیلی‌ها بگویند، موفقیتش امکان ندارد، ولی همین، باعث حرکت من می‌شود. محرک اصلی من پولی نیست که از کسب‌وکار درمی‌آورم؛ چون به‌اندازه‌ی کافی دارم و مایه‌ی افتخار نیست. (به‌عنوان یک مشاور، تقریبا همیشه ناپیدا هستم.) من لذتی خالص، خودخواهانه و غیر‌منطقی دارم از اثبات اشتباه‌بودن افکار آدم‌های بدبین. "

این نظرات نویسنده کتاب در مورد چیزی است که برای خواندن شما تهیه کرده است پس ساده از کنار آن نگذرید و با دقت این چند خط را بخوانید. 

چرا کتاب تبدیل رویا به ثروت را باید بخوانیم؟

شاید برای شما این سوال پیش آمده باشد که چرا باید این کتاب را بخوانم؟ یا اینکه چه چیزی را از دست خواهید داد اگر این کتاب را نخوانید؟ اگر دنبال کارآفرین شدن هستید باید از تجربه کارآفرین موفق دیگر استفاده کنید تا راه پر پیچ و خم و دشوار راه‌اندازی کسب‌و‌کار برای شما آسان شود.

بیشتر  مردم دراین روز‌ها با دلایلی اشتباه وارد کسب‌وکار می‌شوند، دلایلی گاها خنده‌دار مثل راحت طلبی و خسته شدن از داشتن رییس و ... اما بیشترشان برای شروع و توسعه‌ی کسب‌وکار، راه را اشتباه می‌روند. نویسنده کتاب  تبدیل ایده به ثروت «مایکل مسترسون» که بسیار تحسینش می‌کنم، به صورتی شگفت‌انگیز، افسانه‌سرایی‌ها و اطلاعات غلط درباره‌ی کارآفرینان و روش خلق و توسعه‌ی سازمان‌های موفق را زیر سوال می‌برد. با خواندن این کتاب، درک متفاوت، عمیق‌تر و واقع‌بینانه‌تری کسب خواهید کرد از مراحل لازم برای شروع کسب‌وکار، توسعه‌ی آن، مراقبت از آن در دوران حساس آغازین و رساندنش به بلوغ و موفقیت. پیش بردن کسب‌وکار تازه، کار راحتی نیست. البته خیلی هم نباید اسرارآمیز و مبهم دانست.

شما باید دلایل منطقی و کافی برای ورود به  دنیای کسب‌و‌کار و بعد از آن توسعه‌اش داشته باشید.

چرا باید کتاب تبدیل رویا به ثروت را بخوانید؟

ویژگی‌های کتاب تبدیل رویا به ثروت:

این کتاب توسط انتشارات نگاه نوین در قطع رقعی منتشر شده است، این کتاب توسط ژان بقوسیان ترجمه شده است و ترجمه خوب و روانی نسبت به سایر کتاب‌های این حوزه دارد. تعداد صفحات این کتاب 236 صفحه است که با میانگین مطالعه روزانه 15 دقیقه شما می‌توانید در مدت زمان یک ماه این کتاب را بخوانید.

ویژگی های کتاب تبدیل رویا به ثروت نوشته مایکل مسترسون

این کتاب در ده فصل نوشته شده است. در ادامه فهرست مطالب کتاب تبدیل رویا به ثروت را مشاهده می‌کند:
پیشگفتار از «دن کندی»
مقدمه: کارآفرینی؛ چی هست… و چی نیست؟
فصل اول: کارآفرین محتاط واقعا کیست؟
فصل دوم: اولین سوالی که باید جواب داده شود
فصل سوم: برای آن که یک کارآفرین محتاط موفق باشید چه چیز لازم است؟
فصل چهارم: آغاز کسب‌و‌کاری جدید: بر ترس‌تان غلبه کنید و دست به کار شوید
فصل پنجم: وقتی معجزه می‌شود که فوق‌ستاره‌ها را استخدام کنید
فصل ششم: هنر برقراری ارتباطات تجاری را یاد بگیرید
فصل هفتم: چگونه نابغه‌ی بازاریابی شوید؟
فصل هشتم: در دست گرفتن کنترل کسب‌وکار درحال رشدتان
فصل نهم: رهبری: چشم‌اندازتان را زنده نگه ‌دارید
فصل دهم: کسب‌وکارتان را مثل یک ماشین ‌مونتاژی بسازید
ضمیمه

توضیحات کتاب تبدیل رویا به ثروت نوشته مایکل مسترسون

بخش‌هایی از کتاب :

پیش گفتار از  « دن کندی »
 آیا این کتاب، انگیزشی ست؟
اغلب مردم با دلایلی اشتباه وارد کسب وکار می شوند و بیش ترشان برای شروع و توسعه ی کسب وکار، راه را اشتباه می روند. 
دوستم « مایکل مسترسون » که بسیار تحسینش می کنم، به صورتی شگفت انگیز، افسانه سرایی ها و اطلاعات غلط درباره ی کارآفرینان و روش خلق و توسعه ی سازمان های موفق را زیر سوال می برد. 
با خواندن این کتاب، درک متفاوت، عمیق تر و واقع بینانه تری کسب خواهید کرد از مراحل لازم برای شروع کسب وکار، توسعه ی آن، مراقبت از آن در دوران حساس آغازین و رساندنش به بلوغ و موفقیت. پیش بردن کسب وکار تازه، کار راحتی نیست. البته خیلی هم نباید اسرارآمیز و مبهم دانست. 
در یکی از کتاب هایم « راهنمای بدون حاشیه برای موفقیت کسب وکار در اقتصاد جدید » توضیح می دهم آدم های تازه کاری که در فکر کارآفرینی هستند، نگرانند از پس آن بر می آیند یا نه؛ چون این باور اشتباه را دارند که کارآفرینان، افرادی هستند پاکباخته، بسیار جسور، اهل ریسک و مشکوک. این موضوع، واقعیت ندارد. موفقیت به مدیریت هوشمندانه ی ریسک ربط دارد و نه انجام دادن ریسک های بدون فکر. این یکی از مفاهیم موفقیت تجاری ست که من و مایکل کاملا باهم توافق داریم. مایکل می تواند در این زمینه کمک تان کند. 
او خواننده را با مهارت تمام از اشتباه در می آورد و می گوید موفقیت در ایده ای بزرگ، نوآوری آرمانی و انگیزش خلاصه نمی شود. رویکرد او به کسب وکار، سلسله ای منظم از تصمیمات درست است. 
من ۳۵ سال سابقه ی راه اندازی، خرید، خلق و فروش کسب وکارهای خودم را دارم. از نزدیک با مشتریانی کار کرده ام که کسب وکارشان را از گام های اولیه به ۵/ ۱ میلیارد دلار رسانده اند؛ البته اغلب شان درآمد ۱۰ تا ۳۰ میلیون دلار داشتند. در ضمن، مشاور و مربی هزاران کارآفرین بوده ام. تمام این ها متقاعدم کرده که بدون شک، به خلاقیت و نوآوری، بیش از حد بها داده شده. اجرا و پیاده سازیِ منظم، خیلی مهم تر است. 
با به کارگرفتن روش های شناخته شده و اثبات شده ی تبلیغات، بازاریابی، فروش، مدیریت و حسابداری برای یک ایده ی خوب، ثروت کارآفرینانه ی خیلی بیش تری جذب می شود تا برای ایده ای بزرگ، جدید، خیلی متفاوت و انقلابی و رویایی. 
رویایی بودن فایده ای ندارد، حتی خیلی هم مفید نیست. به جایش بهتر است روی بهبود محصولات، خدمات و کارهای تجربه شده کار کنیم. بهترین فرصت همین است. دیزنی پارک های تفریحی را اختراع نکرد، دِووس و « وان اَندل » هم مبدع صابون و بازاریابی شبکه ای نبودند. شولتز و استارباکس، کافی شاپ را ابداع نکردند. زاپوس، مخترع کفش و کسب وکار الکترونیک نبود. خبرنامه ها را من نساختم. انگیزه مهم است، ولی انگیزه بدون داشتن طرح اقدامات واضح، معقول و پیش رونده، سرانجامش ناامیدی ست. کارآفرینان موفق، خیلی واقع بین هستند. 
« مایکل مسترسون » به عنوان یک واقع بین متعهد، تحت تاثیرم قرار می دهد. این کتاب و نصایحش، ساده و دقیقا درباره ی چیزهایی ست که در دنیای واقعی و برای کارآفرینان نوپا جواب می دهد. 
ما هر دو از دنیای منضبط بازاریابی مستقیم می آییم، جایی که فقط نتایجِ قابل اندازه گیری، مهم هستند؛ نه چیز دیگری. حتی نظرات شخصی ما مهم نیست. در دنیای بازاریابی مستقیم یاد می گیرید تا حد ممکن تست های ارزان و بی ضرر انجام دهید و بدون هیچ وابستگی احساسی، روش های بی حاصل و کم اثر را بریزید دور و مواردی را که جواب می دهند، تقویت کنید. 
این تجربه ای ست که اساتید دانشگاه ندارند و مبلغان سنتی برند، از آن دوری می کنند و خیلی از صاحبان کسب وکارهای کوچک، قبولش ندارند. ولی وقتی برای استارت آپ ها هر دلار مهم است، این روش بر همه ی روش ها پیروز می شود. بعد از خواندن کتاب، این روش را تحسین خواهید کرد. 
نمی خواهیم شما را بترسانیم، فقط می خواهیم محتاط باشید. 
البته من به نام این کتاب « کارآفرین محتاط » اعتراض دارم. شاید « ترسو » واژه ی بهتری بود؛ ولی شاید غیرمنصفانه باشد. شاید « منظم » بهتر بود. اگر از من می خواستند نام کتاب را انتخاب کنم، نام کتاب را می گذاشتم « کارآفرین معقول » . فرد معقول، روش های موفق را پیدا می کند و پیوسته تکرارشان می کند و جلوی حواس پرتی ها و ایده های جسته گریخته را می گیرد. پس قضیه، تمرکز است و تلاش های سازماندهی شده. 
با این روش، اعتماد به نفس زیادی به دست می آورید، پس بی اشتیاق نیستید. می توانید در فرایند کار، اعتماد به نفس تان را تقویت کنید. 
ارزشمندترین و پایدارترین کسب وکارهای دنیا بر اساس فرایندهای فوق العاده بنا شده اند. مک دونالد همیشه از فست فودهای دیگر جلوتر است و دلیلش طعم بهتر، غذای سالم تر یا جذابیت بیش تر نیست! آن ها بهترین سیستم ها و فرایندها را دارند. شرکت تاپرویر که در آن سهام دارم و مدیرش « ریک گویینگ » را تحسین می کنم، ظروف پلاستیکی غذا و لوازم آشپزخانه تولید می کند. ولی موفقیت آن بیش تر به فرایندهایش بستگی دارد تا محصولات. فقط یکی از شش برتری درونی شرکت به نوآوری و تولید مربوط است. پنج مورد دیگر، سیستم ها و فرایندها هستند. فرایند استخدام نمایندگان فروشی که با کمیسیون کار می کنند و بقیه را استخدام می کنند و آموزش می دهند. ایجاد علاقه نسبت به کسب وکار، در مردمی که در مهمانی ها حضور دارند. برگزاری مهمانی های فروش در خانه ها. مدیریت یک سازمان فروش جهانی که شامل نمایندگان نیمه وقت است و مدیریت موارد مالی بازاریابی و رشد. 
کسب وکاری که خیلی کوچک شروع کردم و نامش GKIC است، الان به ده ها هزار صاحب کسب وکار کوچک و کارآفرین عضو، خدمات می دهد. شعبه های محلی دارد و شش خبرنامه و دوره های آن لاین و آموزش های خانگی متعددی منتشر می کند، همایش های بزرگ دارد و برنامه های پیچیده ی مشاوره ی کسب وکار ارائه می دهد. واضح است که محتوا و اطلاعات عالی خیلی مهم است. ولی بیش تر، فرایندهای پیچیده ای مهم هستند؛ مثل بازاریابی از طریق واسطه های فروش، جذب و به وجودآوردن ارتباط با اعضای جدید و برگزاری نشست های خارق العاده ی فروش. 
یکی از ارزشمندترین مواردی که از این کتاب به دست می آورید، قدرت فرایندها و کسب راهنمایی برای توسعه ی فرایندهای کسب وکار خودتان است. 
اگر بی تعارف باشیم، این کتاب، جذاب ترین و تکان دهنده ترین کتاب تجاری نیست که تا به حال نوشته شده است. این کتاب، اشتیاق اغراق آمیزی به وجود نمی آورد. کتاب، واقع نگرانه، دقیق و سرراست است. بر اساس تجربه ی واقعی در مورد ایجاد و رشد چندین شرکت چند میلیون دلاری ست. اگر کاری را یک بار بکنید، فقط یک داستان جالب برای تعریف کردن دارید. اگر چندین بار انجامش دهید، یک فرمول و سیستم دارید. این نکته ی دیگری ست که در کتاب هایم خیلی به آن علاقه مندم و روی آن تمرکز می کنم: سیستم. از مایکل، اهمیت سیستم را یاد بگیرید. یک سیستم خارق العاده به وجود آورید و آن وقت، کسب وکاری خارق العاده خواهید داشت. 
با یک نگاه گذرا، افراد کمی هستند که این کتاب را انگیزشی می دانند. ولی در نهایت، دو راه برای انگیزه گرفتن داریم. یک راه، از طریق نیروی محرک جذابیت، فکر بلندپروازانه، سخنوری باکلاس و ایده ی بزرگ و باشکوه است. اغلب، این روش فقط ساختن قصر در رویاهاست. وقتی می بینید هیچ اساس و دستورالعملی برای ساخت وجود ندارد، انگیزه و ذوق و شوقِ لحظه ای و آنی، از بین می رود. 
نوع دیگر انگیزش که برای من و مشتریانم کاربرد دارد، در روش های علمی، فرموله شده و سیستماتیک است که برای حل مساله و تبدیل فرصت به پول استفاده می شود. دانستن کارهای لازم و کار روی برنامه ای برای رسیدن به اهداف از قبل تعریف شده، باعث انگیزش پایدارتری می شود. با این دید « مایکل مسترسون » کتابی بسیار انگیزشی نوشته است. در دنیای ادبیات تجاری، « کارآفرین محتاط » قطعا کتابی ارزشمند است. 
« دن کندی » Dan Kennedy کارآفرین میلیونر کسب وکارهای متعدد، نویسنده، ناشر، مشاور استراتژیک معتبر، مشاور بازاریابی و تبلیغ نویس برای کارآفرینان و شرکت هایی در بیش از ۲۰۰ محصول، خدمت، صنعت و دسته های تخصصی ست. 
مقدمه: کارآفرینی؛ چی هست... و چی نیست
وقتی « مری کی اش » تصمیم گرفت کسب وکارش را شروع کند، راه سختی داشت. از شغلش استعفا داد، پس اندازش را هزینه کرد و هر چی داشت گذاشت برای سرمایه گذاری روی ایده اش؛ طوری که خیلی ها می گفتند دیوانه شده. اغلب، بدشانسی می آورد و مجبور می شد موانعی را که پیش می آمد، یکی یکی پشت سر بگذارد. ولی با همه ی این ها پیروز شد. امروز شرکت آرایشی-بهداشتی « مری کی » یک شرکت میلیارد دلاری ست. 
« هیو هفنر » هم مسیری مثل « مری کی » طی کرد. با ۴۵ تا از فامیل و دوست و آشنا که در مورد موفقیتش تردید داشتند، صحبت کرد و ازشان پول قرض گرفت تا ایده ی عجیب و غریبش در مورد یک مجله ی مختص مردان را اجرا کند. او هم مثل « مری کی » ، قبل از این که به موفقیت بزرگی برسد، خیلی جان کَند. 
ما به این جور داستان ها علاقه داریم، چون خیلی الهام بخش اند؛ البته می توانند گمراه کننده هم باشند. این جور داستان ها، همان افسانه ی همیشگی را مطرح می کنند که برای رسیدن به یک موفقیت بزرگ، باید از پول و آبرو و نزدیکانت مایه بگذاری و ریسک کنی. 
ولی واقعیت این است که خیلی از کارآفرینان موفق، با روش های محتاطانه و محافظه کارانه موفق شده اند.
واقعیت ریسک حساب شده
« بیل گیتس » را در نظر بگیریم. داستانش این طور تعریف می شود که تا تب کارآفرینی به جانش افتاد، دانشگاه هاروارد را ترک کرد تا برود مایکروسافت را راه بیندازد. یعنی حاضر شد قمار کند. 
البته « ریک اسمیت » در کتاب « جهش » به ما می گوید « بیل گیتس » برای همیشه دانشگاه را ترک نکرد. فقط مرخصی ترمی گرفت تا با حمایت مالی خانواده اش مهارت های برنامه نویسی اش را توسعه دهد و ارتباطاتی در این کار برای خودش دست وپا کند. « اسمیت » می گوید اگر نقشه ی « بیل گیتس » جواب نمی داد، برمی گشت هاروارد، مدرکش را می گرفت و مدیر یک شرکت می شد و زندگی خوبی برای خودش می ساخت. 
« گیتس » حمایت خانواده اش را داشت. در ضمن، پل های پشت سرش را هم در دانشگاه خراب نکرد. او کلا آدمی ست که چه در گذشته، چه الان، دست به خطرهای جدی نمی زند. 
« بن » و « جری » هم نمونه های دیگری هستند. برخلاف باور خیلی ها، آن ها کارشان را بدون هیچ ریسک و خطری راه انداختند. 
ایده ی اولیه شان تولید نان حلقوی بود. ولی تا قیمت بالای ماشین آلاتش را دیدند، رفتند سراغ یک ایده ی دیگر. 
آن ها متوجه شدند تولید بستنی خیلی ارزان تر خواهد بود. بنابراین یک پمپ بنزین خالی در ایالت ورمونت اجاره کردند و بستنی های دست ساز و تازه به محلی ها و مسافران گذری فروختند. 
اوایل، به ندرت می توانستند هزینه های شان را پوشش دهند، ولی می دانستند محصول شان فوق العاده است و با تلاشی که به خرج دادند، پیشرفت زیادی کردند. بعد از دو سال، بستنی های شان را فروختند به عمده فروشان محلی و این جور معاملات باعث شد به فکر گسترش کسب وکارشان بیفتند. اول، کسب وکارشان را تا سطح استانی بالا بردند و بعد هم بین المللی اش کردند. 
مثال دیگر « واین هایزنگا » ست. او شرکت حمل زباله اش را با فقط یک کامیون حمل زباله شروع کرد و با سود کامیون اول، کامیون دوم را خرید و کامیون سوم را هم از دومی جور کرد و همین طور رفت تا دست آخر، کسب وکارش را تبدیل کرد به یک کسب وکار میلیارد دلاری.

شرکت های دل، اپل و گوگل ( یعنی سه تا از موفق ترین کسب وکار ها در ۲۰ سال گذشته ) کارشان را با اشخاصی شروع کردند که ایده های بزرگ داشتند؛ ولی سرمایه شان خیلی کم بود. آن ها آرزوهای شان را در خوابگاه یا گاراژ و با پول خیلی کم، راه انداختند. کم کم، آن هم بعد از پیشرفت کسب وکارهای شان، سرمایه گذار جذب کردند. 
این ها آدم های باهوش و معقولی هستند که به کاری که می کنند، اعتقاد دارند. روی وقت شان ( مقدار زیادی از وقت شان ) و پول شان سرمایه گذاری می کنند و خیلی هم مراقب هزینه کردن سرمایه شان هستند. البته که ریسک کرده اند؛ ولی ریسک حساب شده.

برای خواندن ادامه کتاب، این کتاب را به سادگی از وبسایت جت سفارش دهید و در سریع‌ترین زمان ممکن درب منزل تحویل بگیرید.

درباره  نویسنده کتاب تبدیل رویا به ثروت:

نویسنده این کتاب مایکل مسترسون است او ویژگی‌های جالبی دارد.

«مایکل مسترسون» یک کارآفرین عجیب است. هر چند از هیاهوی رسانه‌ای معمولا دوری کرده است؛ ولی رسانه‌ها بسیار نسبت به او و آموزه‌هایش کنجکاو هستند. او در موفقیت ده‌ها کسب‌وکار، اثرگذاری مستقیم داشته است که کسب‌وکارهای کوچک و بزرگ بخش خصوصی و بخش دولتی و نیز بین‌المللی را شامل می‌شده است.

در کارنامه‌ی کارآفرینانه‌ی او ساخت شرکت‌هایی با ارزش بالای ۵۰۰ میلیون دلار به چشم می‌خورد. این کسب‌وکارها صنایع مختلف را در برمی‌گیرد؛ از صنعت رستوران و سرگرمی تا ورزش و انتشارات و املاک و مستغلات. «مسترسون» یکی از موفق‌ترین ناشران کتاب‌های چاپی و الکترونیکی در آمریکای شمالی هم محسوب می‌شود که آثار بسیار پرفروشی را عرضه کرده است.

مایکل مسترسون نویسنده کتاب تبدیل رویا به ثروت

کتاب‌های او معمولا به لیست‌ پرفروش‌های رسانه‌های مختلف راه پیدا کرده‌اند که این کتاب هم جزو همان‌هاست. هم‌اکنون خبرنامه‌ی الکترونیکی «مایکل مسترسون» بیش از ۹۰۰ هزار عضو دارد و جدیدترین آموزه‌ها در زمینه‌ی موفقیت شخصی و حرفه‌ای را به علاقه‌مندان می‌آموزد.

شما می‌توانید این کتاب را به راحتی از وبسایت جت تهیه کنید. برای خرید کتاب ارزشمند تبدیل رویا به ثروت کافی است این محصول را به سبد خرید خود اضافه کنید و پس از ثبت مشخصات خود تایید نهایی کنید و در کوتاه‌ترین زمان ممکن درب منزل خود تحویل بگیرید. 

با آرزوی موفقیت روزافزون شما-وبسایت جت

  نظرات کاربران (0 نظر)
نظر خود را بنویسید نظر خود را بنویسید
محصولات پیشنهادی برای شما