3 رکن اصلی بازاریابی در عصر دیجیتال

3 رکن اصلی بازاریابی در عصر دیجیتال
 ۱۴۰۰/۳/۲۵ | ۱۱:۵۳
خلاصه این مطلب: در دنیای دیجیتال امروز،همه مشتریان هنگام مواجهه با حمایت و طرفداری برند ، برخورد یکسانی نشان نمیدهند. برخی از مشتریان بر ترجیحات شخصی تکیه میکنند و بنابراین حمایت برخی از برند ، برایشان معنی ندارد، در صورتی که بخش های دیگر تمایل بیشتری به سوال کردن و دریافت پیشنهادات دیگران در مورد برندها دارند . این افراد به احتمال زیاد جزو گروه طرفداران پروپاقرص و وفادار برند قرار میگیرند . بنابراین بازاریابان برای افزایش احتمال یافتن حامیان و طرفدارانی برای برند باید در بازاریابی آنلاین و آفلاین به سه گروه تمرکز کنند که در ادامه مقاله با این سه گروه و منفعت هر کدام از اینها برای برند آشنا میشویم :

مقدمه : 

بازاریابان برای افزایش احتمال یافتن حامیان و طرفدارانی برای برند ، باید بر جوانان ، زنان و شهروندان اینترنتی ( فعالان اینترنتی ) تمرکز کنند . از نظر اندازه ، تمامی  این بخش ها بسیار سودمند هستند . بنابراین رویکردهای بازاریابی به طور خاص برای جلب آن ها طراحی می شود. اما در نگاهی کلان تر به این سه بخش ، میبینیم که یک رشته و نخ همه آن ها را به هم مرتبط و متصل میکند : می توانیم بگوییم که جوانان ، زنان و شهروندان اینترنتی ، تاثیر گذارترین بخش ها در بازاریابی عصر دیجیتال هستند . در گذشته اقتدار و قدرت از آن افراد بالا رتبه، سالمندان ، مردان و شهر نشین ها بود که این قدرتمداری به دلیل سطح درآمد و قدرت خریدی بود که به طور سنتی داشتند . اما با گذشت زمان ، اهمیت و نفوذ جوانان ، زنان و شهروندان اینترنتی به شدت افزایش یافت . 

به عنوان مثال ، جوانان به خصوص در زمینه های فرهنگی پاپ همچون موسیقی ، فیلم ، ورزش ، تغذیه ، مد و فناوری ، برای بزرگترهای خود روندها را وضع میکنند یا الگوی آنها می شوند. بزرگترهااز وقت و چابکی لازم و کافی برای بررسی کامل فرهنگ پاپ برخوردار نیستند و در نتیجه خیلی ساده دنباله روی جوانان می شوند و به توصیه های آن ها گوش می دهند.

در بسیاری از کشورها ، زنان در خانواده نقش رئیس امور مالی خانواده را بازی می کنند و در انتخاب برندی از میان برندهای محصولات و خدمات ، صدای نرم زنان بر صدای مردان غلبه می کند و می چربد . زیرا اکثر زنان ، صبر و علاقه زیادی به فرآیند جامع تحقیق برای بهترین انتخاب دارند اما این فرآیند در نظر اکثر مردان ، بی فایده یا حتی دردناک است . 

شهروندان اینترنتی نیز بسیار با نفوذ هستند . به عنوان بومی های دنیای دیجیتالی ، آن ها در ارتباط آنلاین با دیگران به منظور اشتراک گذاری اطلاعات ، بسیار باهوش و دانا هستند . اگرچه ، همه اطلاعات به اشتراک گذاری شده ، با ارزش و همه فعالیت های این افراد نیز مولد و سازنده نیست ، با این حال ، آن ها به طور واضح مشتریان باهوش تری هستند .

تحت تاثیر قراردادن جوانان ، زنان و شهروندان اینترنتی به دلیل ویژگی هایی که دارند ، کار آسانی نیست . اما اگر بتوان در آن ها نفوذ کرد، به وفادارترین مدافعان و حامیان برند تبدیل میشوند . حمایت از برند از سوی جوانان ، زنان و به خصوص شهروندان اینترنتی در بازاریابی  بسیار با ارزش تر از سایر گروه هاست . 

جوانان : کسب سهم ذهنی

در بازاریابی ، هدف قرار دادن جوانان بسیار با ارزش است . با توجه به گزارشی از صندوق جمعیت ملل متحد ، در سال 2014 ، 1.8 میلیارد نفر از مردم جهان در بین سنین 10 تا 24 سال قرار داشتند که بیشترین تعداد جوانان در تاریخ بشر را تشکیل می دادند و تعداد آن ها به طور مدوام افزایش نیز خواهد داشت . جالب اینجاست که حدود 90 درصد از آن ها در کشورهای کمتر توسعه یافته زندگی می کنند . بازاریابان به دنبال شناسایی و حل این چالش ها هستند که با هدف ارتباط یافتن با زندگی جوانان و در نتیجه، دسترسی به کیف پول در حال پرتر شدن آن ها ، انجام می پذیرد . 

حتی بازاریابانی که محصولات و خدمات آن ها در درجه اول مشتریان جوان را هدف قرار نمیدهد ، این بازار پر سود را دنبال می کنند . هدف نفوذ در ذهن آن ها از همان انفوان زندگی آن هاست ، هرچند انجام این کار در حال حاضر سودآور نیست . جوانان امروز در آینده ای نزدیک ، به اصلی ترین و احتمالا سودآورترین مشتریان تبدیل خواهند شد .جوانان تاثیر زیادی بر سایر بخش های بازار دارند . اول اینکه ، آن ها پیشگاماتن و پذیرندگان اولیه هستند . جوانان اغلب سرکش و ضد موارد قراردادی هستند . آن ها سعی میکنند محصولات و خدمات جدید را تجربه کنند ، اما این کار از نظر بخش سالخورده تر؛ کار پر ریسک و بیش از حد خطرناکی است . 

بازاریابان برای تبلیغ محصولات جدید ، به وجود و جلب توجه جوانان نیاز دارند . استراتژی جوان پسند اغلب احتمال موفقیت بالایی دارد . زمانی که آیپاد برای اولین بار در سال 2001 معرفی شد ، رنگ و مایه جوان پسند تبلیغات آن به ایجاد پذیرش زودهنگام و موفقیت سریع و در نهایت ، پر فروش شدن آن کمک کرد . 

عکس مربوط به گروه اول جوانان

جوانان آغازگران و مروجان مدها و روندهای جدید هستند. جوانان ، مشتریان نسل کنونی هستند که همه چیز را فورا تقاضا می کنند. هنگام ظهور و مواجه شدن با روندها ، جوانان بسیار چابک عمل می کنند. آن ها به قدری سریع به دنبال یک روند می روند که بازاریابان نمی توانند همپای آن ها پیش بروند . اما جنبه مثبت چابکی جوانان این است که بازاریابان می توانند به سرعت و به دقت ، روندهایی را که ممکن است در آینده نزدیک ، بازار را تحت تاثیر قرار دهند ، شناسایی کنند . اما جنبه مثبت چابکی جوانان این است که بازاریابان میتوانند به سرعت و به دقت ، روند هایی را که ممکن است در آینده نزدیک ، بازار را تحت تاثیر قرار دهند ، شناسایی کنند . 

در حالی که بسیاری از روندهای حمایت شده در بازاریابی از سوی جوانان با توجه به پراکندگی ها و فرقه های موجود در میان جوانان دارای سرنوشت کوتاه و زودگذری هستند ، برخی از روندهای در حال تکامل و شکل گیری ، با مدیریت درست به جریان اصلی تبدیل می شوند. یک مثال در این رابطه جاستین بیبر خواننده پرطرفدار است که در ابتدا به عنوان یک رویداد و روند در یوتیوب ، شهرت بالایی به دست آورد و میلیون ها جوان، اورا دنبال کردند . در دنیای رسانه های اجتماعی هم فیس بوک و توییتر هم مثالی از این مورد می باشد . 

در نهایت اینکه این جوان ها هستند که جریان بازی را تغییر می دهند . در حال حاضر ، آن ها در مورد آنچه در اطرافشان اتفاق می افتد نگرانند و در واقع آن ها یکی از پیشرانان اصلی تغییر در جهان هستند . این نقش ها - اولین پیشگامان ، آغازگران روند و تغییر دهندگان بازی - همگی منجر به این نتیجه می شوند که جوانان کلید ارتقای سهم ذهنی در بازاریابی هستند . بنابراین در بازاریابی ( آنلاین و آفلاین ) اگر برندها به دنبال تاثیرگذاری بر ذهن مشتریان اصل خود هستند در گام اول باید جوانان را متقاعد کنند . 

زنان : رشد سهم بازار

در بازاریابی ، دنبال کردن بازار زنان، نه فقط به دلیل تعداد بسیار زیاد جمعیت آن ها ، بلکه به این خاطر که مشخصات این بخش متمایز است ؛ کار منطقی است . جان گری با برجسته کردن تفاوت های روانی میان زنان و مردان، به طور استعاره ای استدلال میکند که " مردان از سیاره مریخ و زنان از سیاره ونوس " آمده اند . تفاوت های ذاتی میان زنان و مردان یکی از موضوعات مطرح در دو حیطه روان شناسی و بازاریابی بوده است . بسیاری از خبرگان ، نظرات خود را بر محوریت بازاریابی زنان قرار داده اند . بسیاری از کمپین های محصولات ، خدمات و بازاریابی به طور خاص برای زنان توسعه یافته اند . 

به طور کلی ، زنان سه نقش را ایفا می کنند . اول از همه ، زنان جمع آوری کنندگان اطلاعات هستند . به گفته مارتابارلتا ، فرآیند تصمیم گیری یک زن با یک مرد متفاوت است . در حالی که مسیر خرید یک مرد کوتاه و مستقیم است ، اما مسیر خرید یک زن ، شبیه مارپیچ است ، حتی اگر حرکت به مرحله بعد انتخاب درستی باشد؛ اغلب به مراحل قبلی برای جمع آوری اطلاعات جدید و ارزیابی مجدد باز می گردد . زنان معمولا ساعت های زیادی از وقت خود را در فروشگا ها، صرف بررسی کیفیت و مقایسه قیمت ها می کنند و ساعت هایی را نیز به جستجوی اینترنتی می پردازند ، در حالی که ، مردان به طور معمول جستجوی خود را محدود می کنند و آنچه می خواهند را در اسرع وقت تهیه می کنند . 

عکس مربوط به زنان از گروه های تاثیر گذار بر برند

نه تنها زنان بیشتر تحقیق می کنند ، در مورد برندها هم بیشتر صحبت می کنند . آن ها به دنبال نظرات دوستان و خانواده خود هستند و با رویی باز از دریافت کمک و مشاوره از دیگران استقبال می کنند . در حالی که ، مردان فقط می خواهند کارها انجام شود ، زنان به دنبال پیدا کردن محصول عالی ، خدمت عالی یا در کل ، راهکار کامل و بی نقص و هستند . در بازاریابی ، ماهیت جمع آوری اطلاعات زنان، دارای مزایایی است . بدین معنی که ارتباطات بازاریابی و اقدامات آموزش به مشتریان زن هدر نمی رود . زنان در واقع به تمام اطلاعات توجه دارند و در نهایت آن را به شکل خلاصه برای دیگران تعریف نیز خواهند کرد . 

به دلیل ویژگی های خاص زنان که تا کنون بیان شد ، آن ها عملا نقش مدیران را در خانواده بازی می کنند . آن ها سزاوار عناوینی همچون رئیس امور مالی، خرید و مدیریت دارایی خانواده هستند . آن ها نه تنها دروازه بان و نگهبان های خانه در برابر ورود اکثر محصولات خانگی از جمله اقلام بزرگ هستند ، بلکه تاثیرگذارترین نقش را در مورد محصولات دیگر همچون خدمات مالی و سرمایه گذاری دارا هستند . گزارش مرکز تحقیقاتی پیو در سال 2008 نشان داد که در 41 درصد از خانواده هایی آمریکایی ، زنان و در 26 درصد از خانواده ها ، مردان تصمیم گیرنده نهایی هستند ( در دیگر خانواده ها ، تصمیمات به طور مساوی با همفکری هم گرفته می شود ) . نقشی که زنان در خانه بازی می کنند به محل های کار نیز گسترش یافته است .

اثر زنان در خانه و در محل کار در حال رشد است . آن ها " گرد آورندگان اطلاعات،خریداران کل نگر و مدیران خانگی" تلقی می شوند . زنان کلید افزایش سهم بازار در بازاریابی دیجیتالی هستند . برای دسترسی به بازارهای حتی بزرگتر ، برندها نیازمند فهم و درک فرآیند جامع تصمیم گیری زنان در گذشته هستند . 

شهروندان اینترنتی : توسعه سهم دلی

مایکل هابن ، که کلمه شهروندان اینترنتی را در اوایل دهه 1990 ابداع کرد ، آن را مردم سراسر مرزهای جغرافیایی تعریف کرد که به توسعه اینترنت به نفع جهانی بزرگتر اهمیت می دهند و به صورت فعال در این راستا فعالیت می کنند . شهرواندان اینترنتی ، شهروندان واقعی دموکراسی تلقی می شوند ، زیرا آن ها میخواهند در توسعه اینترنت نقش داشته باشند . آن ها دنیا را به صورت افقی میبینند ، نه عمودی . محتوایی که در اینترنت ایجاد و به اشتراک گذاشته می شود ، توسط مردم و برای مردم خلق می شود .

همه کاربران اینترنت استحقاق شهروندان اینترنتی نامیده شدن را ندارند . یک سلسله مراتب از کاربران اینترنت وجود دارد ، شامل : غیر فعالان ، تماشاگران ( افرادی که محتوای آنلاین تماشا می کنند و می خوانند ) . عضو شوندگان ، گرد آورندگان ( افرادی که صفحات وب را علامت می زنند یا به اصطلاح تگ می کنند ) ، منتقدان ( افرادی که نظرات و رتبه بندی های آنلاین خود را ارسال می کنند )  و خالقان ( افرادی که به ایجاد و انتشار محتوای آنلاین می پردازند ) . گرد آورندگان ، منتقدان و خالقان ، بهترین شهروندان اینترنتی هستند ، زیرا افرادی هستند که به طور فعال در محیط اینترنت مشارکت می کنند و تنها مصرف کننده در اینترنت نیستند . 

نقش آن ها در اثر گذاری و نفوذ بر دیگران ، به تمایل آن ها برای ارتباط و اتصال همیشگی داشتن و کمک کردن مربوط می شود . شهروندان اینترنتی ، پل های ارتباطی و اتصال دهندگان اجتماعی هستند . آن ها عاشق اتصال و ارتباط هستند . آن ها با یکدیگر صحبت می کنند و در این حین جریان اطلاعاتی میان آن ها تبادل می شود . 

عکس شهروندان اینترنتی

راه های زیادی برای اتصال و ارتباط اجتماعی در اینترنت وجود دارد . محبوب ترین راه ، خدمات شبکه های اجتماعی و برنامه های پیام رسانی فوری همچون فیس بوک ، واتساپ ، توییتر ، تامبلر ، اینستاگرام و لینکدین هستند . رابطه و دوستی در این محیط ها و پایگاه ها معمولا به صورت یک ارتباط یک به یک میان دو نفر که همدیگر را می شناسند و به یکدیگر اعتماد دارند، آغاز می شود . این ارتباط اولیه به اتصال میان شبکه های جداگانه دو فرد منجر می شود و در نهایت ، ارتباطات بیشتر و چند به چندی را ایجاد می کند . از آنجا که یک شبکه چند به چند بر مبنای روابط یک به یک ساخته می شود ، یک اجتماع اینترتی معمولا به صورت نمایی رشد می کند و یکی از قوی ترین اشکال اجتماع می شود . 

شهروندان اینترنتی حکم مبلغان را نیز دارند . به دلیل اینکه هویت واقعی کاربران اینترنت آشکار نمی شود ، برخی از آن ها در بیان عقاید خود بسیار بی پرده رفتار می کنند . جنبه منفی این موضوع ، ظهور مزاحمان سایبری ، اوباش اینترنتی و متنفران روی اینترنت است . با این حال جنبه مثبت ظهور مبلغان برند است . در دنیای اینترنت ما دنبال کنندگان ، طرفداران و دوستان را میشناسیم . هنگامی که آن ها در مورد یک برند ، شور و احساس خوبی داشته و به آن متعهد باشند ، شهروندان اینترنتی به مبلغان و عاشقان برند تبدیل می شوند . 

علاوه بر این ، مبلغان ، داستان سرایان و نقل کنندگان برند نیز هستند که اخبار در مورد برندها را در شبکه های خود پخش می کنند . آن ها داستان های معتبری از نظر یک مشتری ارائه می کنند - نقشی که تبلیغات هرگز نمی تواند انجام دهد . از آنجا که شهروندان اینترنتی نسبت به دیگر کاربران اینترنت ، توجه عموم را بسیار بیشتر جذب می کنند ، اثر و نفوذ بسیار زیادی دارند . 

شهروندان اینترنتی همکاران تولید محتوا نیز هستند . آن ها به این دلیل شهروندان اینترنتی نامیده می شوند که همچون شهروندان خوب در رشد کشور خود سهم دارند و کمک رسان هستند . آن ها به توسعه اینترنت کمک می کنند . با استفاده از برچسب ها و تگ ها ، اطلاعات در اینترنت بهتر سازمان می یابد و جستجوی محتوای با کیفیت برای دیگران آسان تر می شود . براساس رای گیری برای وب سایت ها ، شهروندان اینترنتی ، وب سایت های با کیفیت را به دیگران توصیه می کنند . 

با رشد تصاعدی اجتماع های شهروندان اینترنتی ، براساس ارتباطات عاطفی و متقابلا سودمند ، آن ها کلید افزایش سهم دلی برند و به عبارتی توسعه سهم یک برند در دل ها هستند . شهروندان اینترنتی بهترین تقویت کنندگان تبلیغات  دهان به دهان نیز هستند . پیام برند در صورت دریافت مهر تایید شهروندان اینترنتی ، همراه با ارتباطات اجتماعی جریان می یابد.

جمع بندی : 

کسب و کارها مدت ها جوانان ، زنان و شهروندان اینترنتی را مورد بررسی و مطالعه قرار داده اند ، اما معمولا به صورت بخش های مشتری جداگانه . بنابراین ، قدرت جمعی آن ها به خصوص به عنوان تاثیر گذارترین بخش ها در عصر دیجیتال کامل بررسی نشده است . 

جوانان ، افراد پیشگام در استفاده از محصولات و فناوری های جدید هستند ؛ اما در برابر روندهایی که دنبال می کنند قبیله ای و پراکنده هستند . در نهایت اینکه آن ها تغییر دهندگان بازی هستند  . زنان به عنوان گرد آورندگان اطلاعات و خریداران جامع و کل نگر عملا مدیران خانواده ، مدیر ارشد امور مالی ، مدیر خرید و مدیر دارایی خانواده محسوب می شوند . در نهایت شهروندان اینترنتی ، ارتباط برقرار کنندگان و پل های ارتباطی اجتماعی هستند ، زیرا آن ها ارتباطات زیادی برقرار می کنند ، صحبت می کنند و با همسالان خود در ارتباطند و اطلاع رسانی میکنند. آن ها مبلغان و همکاران تولید محتوا در دنیای آنلاین نیز هستند . 

جوانان ، زنان و شهروندان اینترنتی در کنار هم ، کلید و رکن اصلی بازاریابی در عصر دیجیتال هستند . 

 

نویسنده : مسعود محمدی

تحصیلات اینجانب کارشناسی ارشد MBA گرایش بازاریابی می باشد . بعد از گذراندن دوره های دیجیتال مارکتینگ هم اکنون در این زمینه مشغول کار میباشم .

  نظرات کاربران (0 نظر)
شما هم می توانید در مورد این مطلب نظر دهید نظر خود را بنویسید